تبليغاتX
سفر به دیگر سو -

سفر به دیگر سو

 

از تماشایش به شرم نشسته ام

غرق در بی راهه
ریشه هایی آفت زده
و دستهایی کوتاه،تا لمس یک نفس بهت زده
و ماه مهربانی که دامن گسترده تا سایه ی پلک هایی شوق زده
وافسوسی که بوی سوختگی می دهد.

گناهی همسایه ،
                   مرا با خود می برد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 بهمن1384ساعت 3:28  توسط سیب کال  |